در تاریخ هر ملتی فرصت های طلایی معدود و انگشت شمارند. صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را تا فرزندانی در آسمان سیاست ظهور کنند که تدبیر، درایت، اعتدال، شرافت، صداقت و کاریزمای مدیریت را همزمان داشته باشند.
خاتمی با تمام کاستی ها و فرصت سوزی هایش چنین سیاستمداری بود:
"خاتمي همچنان پاكدامن و شريف است، اشتباه و كوتاهي را كدام كس بر سر قدرت نكرده است. او دروغ نگفته است و آلوده نام و نان و قدرت و ثروت نشده است. هنوز هم در جهاني كه كوتوله مستبدي به نام احمدي نژاد و چكمه پوشان و چفيه بدوشان حامي اش نام ملت مان را در آن آلوده اند، نام خاتمي جز به نيكي و درستي و عقلانيت و بزرگي نمي رود . او سرمايه ملي ماست". [1]
اما در شرایط انتخاب، این با ملت است که با انتخاب خویش گام به گام به سوی رفاه و آزادی و پیشرفت حرکت کند یا با بی تفاوتیِ خود، راه فاجعه را هموار کند.
نتیجه اما به گونه ای دیگر رقم خورد:
جمعی دلخسته از پلیدی و استبداد و تحقیر و علی رغم همه بی انصافی ها و تنگ نظری ها و سرکوب ها و تهدید ها و گلایه ها و سرزنش ها، شرافتمندانه و صادقانه به جمع حامیان و یاران خاتمی پیوستند و در پی درمانی برای این درد مشترک برآمدند.
و جمعی دیگر با سهل انگاری و بی مسئولیتی و بی فکری و خو کردن به دلمردگی، و یا با توجیه همه یا هیچ ! به جهل و توحش و گداصفتی و سفله پروری احمدی نژاد و حامیانش دامن زدند.
تاریخ قضاوت خواهد کرد که کدام جمع در عمل خود صادق تر بودند. همچنان که ما بی رحمانه به قضاوت گذشتگان خود می نشینیم و بی عملی و بی مسئولیتی و رادیکالیسم و انقلابی گری سالهای دور پدرانمان را نکوهش می کنیم.
حاصل این انتخابات هرچه بود فرصت سوزی بود و پاشیدن گرد مرده به سرزمینی که در آن انسانیت، آزادی، شرافت، اخلاق و معنویت کلمات پوچی شده اند که در انشاهای کودکانه نیز دیگر جایی ندارند.
احمدی نژاد به حق سزاوار چنین جامعه ای است. گوارایشان باد.
خاتمی ! بازنشستگیت فرخنده و مبارک.
راستی هیچ فکر کرده ایم فرزندانمان چگونه به قضاوت ما خواهند نشست؟
[1] به نقل از ابراهیم نبوی

