تبليغاتX
کلمات

متبرک باد پروردگار، خداوندگار ما و خداوندگار تمام عالمیان، که مرا مرد نیافریده!!

این جمله صورت تحریف شده دعای صبحگاهی مردان یهودی است که سیمون دوبووار در پیشگفتار کتاب جنس دوم نقل کرده است و عنوان این مطلب نیز دعای صبحگاهی زنان یهودی است که همان جا آورده شده است. واقع قضیه اینست که وقتی به این دعا رسیدم (که کاملاً واضح است صورت اصلی آن چیست، مسلما به جای کلمه "مرد" باید بگذارید "زن")، احساس کردم که چقدر احساس واقعی من خواهد بود اگر بصورتی که در ابتدای این متن آوردم، این دعا را تغییر دهم! اشتباه نکنید! واقعاً قصد اینکه دعواهای فیمینیستی راه بیندازم ندارم. نظر مرا در این خصوص می توانید در چند مطلب قبلتر از این بخوانید. اما به هرحال، همانطور که من ابتدا به مسخره بودن دعای مردان و بعد به مسخره تر بودن دعای زنان خندیدم، و از آن طرف وقتی دعای مردان را به شکل دلخواه خودم تغییر دادم و احساس خوشی بهم دست داد، آن هم نه از سر انتقام که از روی تطابق با احساس درونی ام! فکر کردم طبیعتاً نه تنها مردان یهودی بلکه تمامی مردان عالم، از خواندن دعای اصلی قطعاً همین احساس را داشته و دارند. پس نمی توان به آنها خرده گرفت. بلکه باید زنان را مورد عتاب قرار داد با دعای "متبرک باد خداوندگاری که مرا مطابق میل خود آفریده" !!؟؟ کاملاً پیداست که مبتکرین این دعا در اوج نارضایتی از زن آفریده شدن، از سر ترس مذهبی، با نهایت خویشتنداری، به گونه ای که صدای اعتراضشان به گوش خداوندگار نرسد، این جمله را بر زبان رانده اند. تا مبادا خداوندگاری که چنین ستم بزرگی به آنها کرده که ایشان را "زن" آفریده، بفهمد که آنها شکرگزار نیستند و دربرابر مردان که با آنهمه غرور و افتخار از آفرینش خود خوشنود و سپاسگزارند، خداوند خشم دوباره ای برآنان روا دارد و بلایی بدتر از "زن" بودن بر سرشان نازل کند. چنین است که درنهایت ستمدیدگی و سرسپردگی سپاسش می گویند که آنها را "مطابق میل خود آفریده"! و چه بسا در آینده که نشانی از ترس مذهبی و اعتقادی به میل خداوندگار باقی نباشد، این زن خطاب به والدینش معترض شود که چرا رژیم غذایی خود را به گونه ای انتخاب نکردند که او مرد متولد شود؟!

به هرحال، چه مرد و چه زن، مطابق میل خداوند یا از سر رخدادهای ژنتیکی و رژیم غذایی والدین، آنچه که واقعیت دارد اینست که روزی به عنوان نوع بشر، بصورت یک نوزاد بی اراده و بی گناه، که هیچ نقش و اختیاری نه تنها در تعیین نوع جنس، که از آن مهمتر در اصل تولدش نداشته است و کاملاً محصول اراده و عمل دیگری است، پا به عرصه وجود گذاشته ایم. با "سرخوردگی"* های کوچک و بزرگ، زندگی و رشد می کنیم و روزی هم با مرگ که شاید به قول توماس مان خود سرخوردگی دیگری باشد، این عرصه را ترک خواهیم کرد. تنها در فاصله بین این دو آمدن و شدن است که شاید بتوانیم مطابق میل خود و برحسب اراده و اختیار و انتخاب خود، بیافرینیم و آفریده شویم، و مسیر شدن را از بشریت به سوی انسانیت طی کنیم.

بگذارید آن دعا را اینگونه تغییر دهم:

متبرک باد پروردگار، خداوندگار ما و خداوندگار تمام عالمیان، که مرا بی آنکه اختیاری در امر تولدم داشته باشم، آفرید، و با زندگی ئی مواجه نمود که می تواند سراسر سرخوردگی باشد، سراسر رنج باشد، سراسر مبارزه باشد. مبارزه برای بدست آوردن آنچه که با اراده ام می توانم انتخاب کنم، رنج از دست دادن لحظه ها و فرصتها و آنچه که با اشتباهاتم با وجود مبارزات بسیار نتوانستم بدست آورم و آنچه که از دست دادم، سرخوردگی از هرآنچه که با مبارزات بسیار پیروزمندانه بدست آوردم اما فهمیدم که آن چیزی نبوده که فکر می کردم!

سپاس آفریدگاری را که مرا با زندگی ئی روبرو نمود که همواره درحال آزمودن و آموختن من است، زندگی ئی که اگر چشمانم را و گوشهایم را دربرابر آموزه هایش ببندم و به آزمونها و رنجهایش بی اعتنا باشم، وه که چه شیرین و آرام و لذت بخش و رنگین خواهد بود! زندگی ئی که اگر به جستجوی کشف رازهایش برآیم، اگر خویش را در مسیر آزمونهایش قرار دهم، و اگر به آنچه که خداوند تنها مطابق میل خود برایم آفریده قناعت نکنم، چقدر سرشار از دریغ و درد خواهد بود!

متبرک باد پروردگار، خداوندگار ما و خداوندگار تمام عالمیان، که مرا آفرید و اختیار انتخاب بین نوع بشر ماندن و انسان شدن را به من عطا کرد!

 

  * نام داستانی است از توماس مان که در کتاب مجموعه نامرئی آورده شده است.

+ نوشته شده توسط مهراوه و مانی در جمعه سیزدهم دی 1387 و ساعت 19:48 |