تبليغاتX
کلمات

هم جنسان عزيزم!

باور کنيد انسان بودن بر زن بودن مقدم است!

با همه احترامی که برای زنان و مردانی قائلم که در راه احقاق حقوق زنان تلاش می کنند و در راستای اصلاح قوانين مردسالارانه به نفع زنان از نام و جان مايه می گذارند، اما در اين ميان مطلبی است که همواره من را آزرده است. و آن فراموش شدن اصل انسانيت است. هر يک از ما پيش از آنکه يک زن و يا يک مرد باشيم، يک انسانيم. و به عنوان يک انسان دارای تعهدات و مسؤوليتهايي. اگر می خواهيم تفکر حاکم در جامعه را نسبت به مسائل زنان تغيير دهيم، بايد ابتدا خود يک انسان ارزشمند باشيم. بايد قابليتها، حقوق و مسؤوليتهای خود را بعنوان يک انسان بشناسيم. حقوق و مسؤوليتهايي که زن و مرد نمی شناسد و مختص نوع بشر است با هر جنسيتی. بايد ابتدا خود باور داشته باشيم که بسياری از مسائلی را که بعنوان مسائل زنان و در ارتباط با زنان مطرح می کنيم، به همه آحاد جامعه مربوط است، چه زن و چه مرد. چرا در ساده ترين مسائل اجتماعی، به بهانه اينکه به زنان بگوييم به آنها توجه داشته ايم، يک شاخه مستقل زنان ايجاد می کنيم؟ اگر جشنواره سينما است، يک بخش اضافه می کنيم به نام سينما و زن! نمايشگاه کتاب است، يک سالن به اسم کتاب و زن! فلان همايش است، همايش ... و زن! اين گونه کارها نه تنها به اين معنا نيست که به زنان هم سنگ مردان توجه داشته ايم، بلکه دقيقاً تأکيد چند باره ايست بر اينکه زنان يک مقوله جداگانه ای هستند که بايد بطور جداگانه ای بررسی شوند! و مؤکداً فراموش کردن شخصيت انسانی زن است. دوستان عزيز، در اين مقوله فرياد زدن بيش از حد يعنی اينکه ما خود، بر جدايی خود از متن اجتماع باور داريم، يعنی اينکه بايد فرياد بزنيم تا ديده شويم و اين با ناديده انگاشتن يکی است! بسياری از ما که از بی عدالتی هايي که در حق زنان روا می شود، می آشوبيم آيا در موارد مشابه برای مردان، به عنوان يک انسان، به اين بی عدالتی معترض می شويم؟

آنچه که پس از مدتها بهانه نوشتن اين سطور شد، مصاحبه ای بود که روزنامه اعتماد  با خانم دکتر سوسن شريعتی انجام داده بود با مضمون " زنان در پروژه شريعتی" (متن کامل گفتگو را اینجا بخوانید). گفتگويي که سوسن شريعتی اينگونه آغازش می کند: "راستش در تجربه شخصي آدم شدنم، در هيچ لحظه يي مجبور به انتخاب بين زن بودن و شريعتي بودن، نشدم" خانم شريعتی در اين مصاحبه به اختصار درباره پروژه "آگاهي بخشي و خودآگاهي دادن " شريعتی صحبت می کند، که من در اينجا هدفم بازخوانی اين گفتار ارزشمند نيست. اما آنچه که برايم سنگين آمد و به نوشتن وادارم کرد اين بود که در جايي که دختر شريعتی بر نگاه او به انسان تأکيد می کند و دراين باره سخن می گويد، خانم خبرنگار می پرسد: "در اين ميانه برخورد شريعتي با زنان چگونه است؟ "  !!!!!!! بعنوان يک زن هرگز احساس نکرده ام که مخاطب شريعتی نبوده ام. بياييد پيش از هر چيز انسان شدن را از شريعتی بياموزيم.

+ نوشته شده توسط مهراوه و مانی در جمعه هجدهم آبان 1386 و ساعت 9:1 |